على اصغر ظهيرى

102

كشكول اهل بيت (ع) (فارسى)

تنظيم مىكرديد با تازيانه خودتان بر شكم لخت من زديد . رسول خدا فرمود : بيا قصاص كن . مرد گفت : همان شلاق را بياوريد . پيامبر به بلال اشاره كرد تا از خانهء فاطمه همان تازيانه روزهاى جنگ با بياورد . فاطمه عليها السلام پرسيد : اى بلال پدرم تازيانه را براى چه مىخواهد ؟ الان كه روز جنگ نيست ؟ ! وقتى بلال آنچه را كه در مسجد گذشت خبر داد ، فاطمه عليها السلام ناله‌اى سر داد و فرمود : واى از اين اندوه براى اندوه تو اى پدر ، غير از تو چه كسى سرپرست فقرا و تهيدستان و در راه ماندگان است ؟ اى بلال به فرزندانم حسن و حسين بگو نزد آن مرد رفته تا از آنان قصاص كند و نگذارند پيامبر را بيازارد . « 1 » در سوگ رسول خدا از انس‌بن مالك روايت شده است : پس از رحلت جانسوز رسول خدا صلى الله عليه و آله حضرت زهرا عليها السلام به شدت مىگريست و مىفرمود : آه‌اى پدر دعوت پروردگار را لبيك گفتى ! آه‌اى پدر فردوس برين جاى توست ، اى پدر پس از تو با جبرئيل درد دل مىنماييم . پس از مراسم تدفين حضرت ، خطاب به انس فرمود : يا انَس ! اطابَتْ انْفُسُكُم انْ تَحْثُوا عَلى رَسُولِ اللّهِ التُّرابَ . « 2 » « اى انس ! آيا دلتان آمد كه خاك بر روى بدن رسول خدا بريزيد ؟ . » ارتباط با وحى سلمان فارسى رحمه الله : با دعوت امام على عليه السلام به منزل فاطمه عليها السلام رفتم ، همين كه حضرت مرا ديد فرمود : اى سلمان ! پس از وفات پدرم در حق من جفا كردى ، آنگاه

--> ( 1 ) - امالى صدوق : حديث 6 و بحارالانوار ج 22 ، ص 508 . ( 2 ) - صحيح بخارى : ج 5 ، ص 15 .